279 - تاریخ: 1396/3/9 ساعت: 1:26
+دیدی بعضیا دستشون می شکنه یکی دو روز بعد می فهمن؟! - آره ، خب؟+آدما که می رنم همین جوریه ام همین جوریه از زندگیت می رن بیرون اولش عین خیالتم نیست ، زمان که می گذره می فهمی چه بلایی سرت اومده شکستگیه جوش که نخورده هیچ بدترم شده. Damn it
280 - تاریخ: 1396/3/9 ساعت: 1:26
سرمو با کتابخونه رفتن و دیدن دوستام و ناهار رو تو پارک و روی تاب خوردن و درس خوندن گرم کردم .این اعتقاد گاهی واقعی ولی معمولن از روی جو و لوس بازیه مردم رو که کنار بی تفاوتیه خودم می بینم تعجب نمی کنم،ناراحت یا خوشحال نمی شم ولی یادم می یاره که از خودم، از خدایی که توم زندگی می کنه خیلی دورم. و برای
92 - تاریخ: 1395/8/20 ساعت: 11:29
- مامانم رفته پیش فال گیر ، فال گیر بهش گفته دخترت خیلی موفق می شه ، همین خرافات لعنتی کار دستمون داده :) - این روزا تا 8 مدرسه ام . - امروز تو مدرسه سیگار کشیدیم کل مدرسه فهمید [ جز مشاورمون ، خداروشکر]: | - از این قضیه که بچه های هیجده ساله که هیچی از سیاست حالیشون نیس و فقط حرف ننه باباشونو تکرار...
90 - تاریخ: 1395/8/17 ساعت: 15:56
همانا زیر بار آن امانت الهی ، آسمان ها و زمین داشتند له می شدند که قرعه ی کار به نام من دیوانه زدند و مخلوق شدم ، اشرف شدم ، عاشق شدم.شاید هم تنها ادای عاشقی درآوردم.. خدایا ، خدایا نمی بینی؟ من زیر این بار سال هاست له شدم ، من هم طاقتش را ندارم. من اشرف نیستم ، عاشق نیستم . سال ها وانمود کرده ام حا...
91 - تاریخ: 1395/8/17 ساعت: 15:56
کاش روز های بارانی و ابری مدرسه نداشتم. 5 صبح بیدار می شدم با کوله ی سرمه ایه خال خالیم و دوربین راه می افتادم تو تهران و کل پارک های تهرانو گز می کردم. شاید هم به کسی زنگ می زدم و دو نفری تهران را می گشتیم . بدون ماشین. پیاده. اول همین پارک شهرک. بعد اتوبوس سوار می شدم آب و آتش. شاید هم یکهو خل شدم...
80 - تاریخ: 1395/8/15 ساعت: 8:54
برام مهم نیس که دوستامو از دست بدم یا نه. چون اینا دوست نیستن رهگذرن. نتیجه ی اخلاقیه دو خط بالا این شد که وقتی "ش" ویس داد و گفت "م" پیشم بود و شنید چی گفتی، واکنش من "آهان" بود. :| :) خب آدم از یه جا به بعد دیگه واسش مهم نیس. می دونی من کی بودم؟ کسی بودم که تنها بیرون می رف احساس می کرد تمام عالم ...
82 - تاریخ: 1395/8/15 ساعت: 8:54
ده دقیقه است که صفحه ی گوشی روی نوشته جدید مانده. و من ده دقیقه است که گوشی را روی شکمم گذاشته ام. آرنج دست چپم را روی پیشانی ام گذاشتم و دست دیگرم لا به لای مو هایم می چرخد. حرف هایم، میان شیار های مغزم رسوب کرده، میکروب به خودش گرفته و چرکین شده. و من هیچ چیز ندارم بنویسم. آخر سر این حرفها، این حر...
81 - تاریخ: 1395/8/15 ساعت: 8:54
از تمام شبکه های اجتماعی بیرون امدم. باید خودمو بیابم "
83 - تاریخ: 1395/8/15 ساعت: 8:53
هرچی بیشتر تو سرم بزنن من پررو تر می شم .
84 - تاریخ: 1395/8/15 ساعت: 8:53
من تو دهن این دولت می زنم . : ] : ] : ] حالا میبینیم. : ]
85 - تاریخ: 1395/8/15 ساعت: 8:53
من پیش از تو دخترکی ساده و تنها بودم حتی شاید زیادی ساده . که گمان می کرد همه خوب و پاک هستند " چه خیالی چه خیالی ، می دانم! " چه شد؟ بعد از تو من هنوزم همان دخترک تنهایی هستم که حالا می داند این جماعت[حتی خودش] هیچ خوب و پاک نیستند و مخلقات تنها ذره ای نیکی هستند که میان انباشته ای از لجن دست و پا ...
86 - تاریخ: 1395/8/15 ساعت: 8:53
همانا انسان را در رنج آفریدیم. سوره بلد/4 خودم با خودم درگیرم. از بقیه چی انتظار دارم آخه:|
87 - تاریخ: 1395/8/15 ساعت: 8:53
بارانی باید بیاید . بارانی نرم ولی مداوم ، بارانی باید بیاید و مارا بشوید بس که در کثافت غلت زده ایم و نفهمیده ایم ، بس که از خدایمان،از خودمان، از جان و روحمان دور شده ایم. کور شده ایم و نمیبینیم.
88 - تاریخ: 1395/8/15 ساعت: 8:52
می دانی.. الان باید جفتمان کجا می بودیم؟ نمی دانی ؟! تو یک ساعت پیش باید اس ام اس می دادی به من و می گفتی " لعنتی دلم واست تنگ شده ، کجا ببینمت؟ " و من درحالی که از تعجب ، غم یا شاید خوشحالی دستانم می لرزید جواب می دادم " سر کوچه منتظرتم " بعد من حاضر می شدم از همیشه بیشتر به خودم می رسیدم حتی شاید ...
89 - تاریخ: 1395/8/15 ساعت: 8:52
در اروپا برف می آید ولی مردم در خاورمیانه می لرزند .
78 - تاریخ: 1395/8/7 ساعت: 0:09
دل تنگی. کاش آدمایی که قراره برن هیچ وقت نیان.
79 - تاریخ: 1395/8/7 ساعت: 0:09
آرامم . مثل ماهیه کوچک خاکستری ته ته دریای طوفانی . که هیچی حس نمی کنه:)
72 - تاریخ: 1395/7/28 ساعت: 15:58
بیا جای خالیه یکدیگر را لمس کنیم.
73 - تاریخ: 1395/7/28 ساعت: 15:57
خیلی بدیم خیلی، ولی آرزو آمونو برآورده کن و شمع هامونو هدر نده.
74 - تاریخ: 1395/7/28 ساعت: 15:57
!?What is going to happen next