روی تخت دراز کشیدم و چشمامو بستم .صدای دوش آب قطع میشه و چند لحظه بعد پایین رفتن تختُ حس میکنم.چشمامو باز میکنم.لبه تخت نشسته و موهاشو خشک میکنه.کنارش میشینم و صورتمو به صورتش تکیه میدم.بوی شامپو توی مشامم می پیچه.نفس عمیق میکشم و چشمای خیسمُ میبندم.
برچسب:
نویسنده: ایلیا جعفری