این تفاوتِ کاملا فاحش می ترسونتم، نمی دونم اخلاق خودمه یا اگه محدودیت نداشتم الان پیشش بودم. به هرحال خیلی بزرگه، اون قد که شاید نشه ندید گرفتش. اون دلش میخواد پیشش باشم و من حسادت می کنم و دلم باهاشه. آدم ِ هر هفته مشروب خوردن هر جمعه دورهمی بودنم نیستم.
اینستامو دی اکتیو کردم.
هفته دیگه کیف و جامدادیم میرسه.
خیلی حوصله ندارم.
میم باز بهم زده و فیلش یاد هندستون کرده.
با ش زیاد راجع به آلبالو نمی تونم حرف بزنم. میذاره کف دستِ مامانش.
باید با دوستای دیگم به غیر آلبالو ام وقت بذارم همون طور که اون میذاره.
هفته دیگه میرم پیش ع.
برچسب:
نویسنده: ایلیا جعفری