خرید بک لینک

درباره سایت

کوآرو

آخرین مطالب

امکانات وب

با دوستام می رم بیرون.

باهاشون عکس می گیرم و تو عکسام می خندم.

من شاد شادم.

و فکر تو در گوشه ی کوچکی از ذهنم جای گنده ای را اشغال کرده.

و بغض تو در قسمتی از گلویم آماس کرده.

می خندم.

بلند.

دوستم می گوید چقدر بانمک ذوق می کنی برای یک لیوان آب زرشک.

و من فکر می کنم چقدر تو ، توی ذهنم هستی .

آنقدر هنوز هستی که گاهی فراموش می کنم مقابل که هستم و چه می گویم.

دلقک بازی درمی آورم .

و دوستانم هرهر می خندند و من شاد از خنده ی آن ها بغضت را به ته ته حنجره ام می فرستم تا شب،در تنهایی ام با شب پره ی گیر کرده در اتاق بگریم.او برای آزادیه از میان رفته اش و من برای خود از دست رفته ام.

می دانی که.. دیگر ماهر شده ام در پنهان کردن ذره های وجودت .

برچسب: نویسنده: ایلیا جعفری تاريخ: سه شنبه 9 خرداد 1396 ساعت: 1:26

صفحه بندی