خلاصه امروز اینکه میم تو خونه تنها بود گفت بیا اینجا منم رفتم.اصن میزبانِ خوبی نبود ولی همه شکلاتاشو خوردم:))
حرف زدیم و خندیدیم و گفتم فیلم بذار نذاشت:|
وقتی گفت بیا اصن انتظارشو نداشت برم زنگ که بهش زدم گفتم پلاک؟ پشماش ریخته بود :))
خیلی حرف میزنه حوصلم سرمیره بعد میگم یه چیز دیگه بگو اینو قبلن گفتی میگه من دیالوگِ تکراریم تو اصن دیالوگ نداری من حرف نزنم که سکوت میشه:))
برچسب:
نویسنده: ایلیا جعفری